248

من از فتح قلعه تو میترسم؛

نشسته ام پشت دیوارهای بلندش و مردد مانده ام بین فرمان حمله یا آتش بس!!!

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
لیلو

ترس مث خوره افتاد به جونم ... فکر باروهای قلعه

چرت و پرت

من میگم یه حمله بکن بعد کلا بیخیال شو(اتش بس)

یاشار

دلم برای نوشته هات تنگ شده بود....... برگشتم.

یاشار

دلم برای نوشته هات تنگ شده بود....... برگشتم.